مرگ درحوالی خانه بياد حسينی (حسين محمدی)
ساعت ۱٠:۳۳ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۳ خرداد ۱۳۸٦   کلمات کلیدی:

به یاد حسینی که دنیای معرفت بود او که درراه زندگی فدای زندگی شد خدایش بیامرزد

آن شب که تورفتی ساقه های شکسته کلور پربود از خستگی

گندم های عریان پر از هیجارتو

برزگران خسته از هر دو و خفته درخواب

و توپر بودی از داد وبیداد

داد تو را دیگر نه داس می فهمید ونه برزگران

آستاره مندیر صبح وتو تی به ره پیایل مال

آه دلم گرفت از غربت تنهایی تو

نگاه خاموش ودرزیر خاکت هنوز بر آن شب فریاد می زند

ای دنیای مهربانی ها و ای بلندای خوبی ها

ای که لبخندت بوی زندگی میداد

کاش نه بهاری بود ونه فصل درویی

رفتی و پرکشیدی

پس حالا چه وقت رفتنت بود؟ پیا

حالا که پر ا زشوق و امید بودی چرا؟

حالا که به گووگری تو سخت محتاج بودیم چرا؟

ای پیای زنده نام  پس هیجار ما چه شد

چه کسی به هیاری ما میاید 

این مرگ کجا بود که بی امان بود

نفرین بر توای مرگ