تقدیم به روح بلند خسرو آواز ایل استاد بهمن علاالدین
ساعت ٩:٢٧ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٦ مهر ۱۳۸٧   کلمات کلیدی:

غم نهفته در سینه ایل در آواز حنجره توشکفت

باوینه های دشت شیمبار چون پولکی بر لچک در صدای

اهورایی تو به رقص آمدند

نو عروسی که جهازش را بر چل سیاه چادر گذاشتی هنوز در

نبودت سوگینه می خواند

تی به رهت تو مانده ایلی بی خواب اما پر از امید

آسان ترین راه ساده ترین کلامت بود

شور بختی بین که دیگر تاراز صدایی نخواهد شنید

ومن در عجبم که ایل بی آواز ت به کجا خواهد کوچید


 
سیری در تاریخ بختیاری -قسمت دوم
ساعت ٤:٥۳ ‎ب.ظ روز جمعه ٥ مهر ۱۳۸٧   کلمات کلیدی:

زبان بختیاری ها پارسی میانه است و کمتر می توان واژه ای بیگانه از قبیل زبان های عربی و ... را در آن دید . اصیل ترین بختیاری ها زبانی خالی از واژه های عربی دارند و یک پارسی اهل شیراز کاملاٌ زبان آنان را می فهمد. مثلاٌ پیر های این ایل که تمام و کمال لری ( پارسی دری) را سخن می گویند برای تمجید و تعریف می گویند : گفت ندارد ( حرف ندارد ) و کمترین میزان مخلوطی با زبان عربی را دارد . بسیاری از این قبیل واژگان در آن دیده شده است . یا بی ساز ابازه یعنی بدون ساز می رقصد که واژه رقص عربی و بازیدن پارسی است.

- لباس مردان ( چوغا ) دارای خط های سپید و سیاهی است که خط های سپید به بالا و خط های سیاه به پایین می آیند و این نشانه ی برتری سپنتا مینو ( دشمن اهریمن ) بر انگره مینو ( اهریمن ) است . که این پوشاک در عهد هخامنشی رایج بوده است . لباس زنان هم که شامل شلوار قری ؛ مینا یا مینایی و لچک است که با بسیاری از ایل های اصیل ایرانی مشترک است ( چیزی مانند لباس خانم شقایق دهقان در شب های برره ) این لباس اصلی ترین لباس زنان دوران هخامنشی - سلوکیان - اشکانیان و ساسانیان بوده است .

- موسیقی آنان به دوران ساسانیان بر می گردد و شامل سرنا و کرنا و  طبل  و سازهای بادی کوچکتر از سرنا و کرنا است . ( طایفه) توشمال که سرپرستی موسیقی را در ایل بر عهده دارند اکنون هم در مجالس عروسی هنرمندی خود را به معرض نمایش می گذارند .

- نام تش ها ( طوایف ) نام هایی پارسی و تا حدودی درباری است  پژوهشگران می گویند که خواستگاه بختیاری ها خود پارسوماش و یا مسجد سلیمان امروزی بوده است و بعد از حمله اعراب به آنان به کوه های امروزی بختیاری گریختند . چرا که بسیاری از شواهد تاریخی در این منطقه ( پارسوماش یا آنشان ) بوده است و کمتر اشیا و شواهد تاریخی در چهارمحال دیده شده است . پژوهشگران می گویند که نسب اینان به قبیله پاسارگاد می رسد . آنان این ادعا را با کتیبه کورش که در آن می گوید : { من کورش هستم شاه هخامنشی مردی از آنشان { ای مردی که هر که هستی و از هر جا که می آیی { زیرا می دانم که خواهی آمد { من کورش هستم که به ایرانیان شاهنشاهی بخشید { با من مشاجره نکن { یگانه چیزی که هنوز برای من باقی مانده است {یک مشت خاک است { که پیکر مرا پوشانده است } اثبات می کنند . که می تواند از نظر اینجانب درست باشد.

نظریه ی پارتی بودن بختیاری ها: این نظریه تنها بر مجسمه یکی از بزرگان اشکانی که بر بالای کوه سرمسجد پارسوماش یا مسجد سلیمان پیدا شد تکیه دارد ( همان مجسمه زرینی که کلاهی به سر دارد و یک دست آن کنده شده است ) و آتشکده اشکانی آن منطقه استوار است . پارسوماش در دوره اشکانیان اهمیت بسزایی برای پیام رسانی به مناطق دور دست داشت . اشکانیان بالای کوه سرمسجد آتشکده ای ساختند که از آتش آن برای انتقال پیام استفاده می کردند. بالای کوه سرمسجد آتشکده ای است که هنوز هم ویرانه ای از آن باقی است . نام گذاری شهر پارسوماش به مسجد سلیمان هم همین بوده است . دولت مشروطه فکر می کرد که آن آتشکده قصر حضرت سلیمان بوده است که کاملا اشتباه بود . سنگ بسیار بزرگی هم که بختیاری ها به آن :: برنشانده :: می گویند در آنجا قرار دارد این سنگ برای ساخت تخت جمشید از دل کوه کنده شد و در حال انتقال به تخت جمشید بود که کار ساخت بخشی از تخت جمشید به پایان رسید . منتظر بخش هایی دیگر درباره ایل بختیاری باشید

نظریه عیلامی بودن: گریشمن باستان‌شناس سرشناس فرانسوی می‌نویسد «من جای جای این سرزمین (بختیاری) پا نگذاشته‌ام مگر اینکه تمدن عیلامی را یافته‌ام». بعد از اشغال سرزمین عیلام توسط آشوربانیپال ملت عیلام نمُرد بلکه به کوه‌ها متواری گشت.پس از به قدرت رسیدن کوروش در سرزمین عیلام و کوه‌های پارسوماش در مسجدسلیمان امروزی؛ نمود قدرت عیلام در دوره هخامنشی برای بار دیگر مشهود می گردد واما بازماندگان تمدن عیلامی در سنگ‌نبشته کورش در تخت جمشید به‌نام عیلامی‌های کوهستان گندمون شکل؛ حجاری شده است. اکنون خاستگاه عیلامیان در نقشه فعلی بختیاری مبین تاریخ وتمدن بختیاری است. گرچه آریایی ها از سرزمین سیبری بعدها به لحاظ ضعف عیلامی‌ها وارد خاک ایران شدند اما نزدیکی‌های خویشاوندی موجبات تعمیم فرهنگی دو قوم شد، که بعد ها تمدن عیلامی اعم از خط، زبان، عادات، دین و... در ادبیات هخامنشیان و پس از آن به‌عنوان فرهنگ ایرانی برای بار دیگر متبلور می گردد.

قسمت اول مقاله فوق را در بخش آرشیو مهر-87 جستجو کنید


 
سیری در تاریخ بختیاری -قسمت اول
ساعت ٧:٤٦ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱ مهر ۱۳۸٧   کلمات کلیدی:

بختیاری نام یکی از قوم‌های بزرگ لر ایران معروف به لر بزرگ است که در زاگرس میانی سکونت دارند. لر کوچک نیز نقریباً ساکنین لرستان و ایلام امروزی هستند. طایفه‌ای که ظاهراً بعدها قدرت و شوکت بیشتری یافته و سرانجام اکثر منطقه لر بزرگ با همان نام بختیاری شناخته شده است.

در روزگار صفوی نام بختیاری از واژهٔ بختیاروند که یکی از طایفه‌های مهم این منطقه بود بر روی لر بزرگ نهاده شد. با این حال منابع تاریخی در اوایل سده‌ هشتم نام بختیاری را متذکر شده‌اند.

در اوایل پادشاهی فتح‌علی‌شاه قاجار، بختیاری جزء خاک فارس بود و رود کارون جداکنندهٔ فارس و عراق عجم به‌شمار می‌آمد. از سال ۱۲۵۲ قمری بختیاری گاهی جزء فارس و گاهی جزء حکومت خوزستان بود.

بختیاری‌ها در طول تاریخ منطقه همواره حضور سیاسی، نظامی و اقتصادی موثری داشته‌اند، به‌ویژه حضور ایشان در انقلاب مشروطه بسیار برجستگی دارد. نخستین کسی که تلاش در مستند کردن تاریخ بختیاری‌ها کرد و در مورد آنان کتاب نوشت سردار اسعد بختیاری است که در کتاب تاریخ بختیاری به شمه‌ای از گذشته بختیاری‌ها و سایر لرها اشاره کرده است . از نظریاتی که درباره نام بختیاری وجود دارد این‌است که بختیاری‌ها همان باختری ها یا ساکنانِ زاگرسِ باختری هستند. در نوشته های آتی سعی خواهد شد تا بر اساس کتاب تاریخ بختیاری و سایر منابع معتبر دیگر اطلاعات جامعی که عمدتا موارد ذیل را پوشش خواهد داد در اختیار خوانندگان عزیز قرار داده شود.

  •  تبار بختیاری‌ها
  •  طوایف و تیره‌های بختیاری
  •  ویژگی‌های فرهنگی
  •  گویش بختیاری
  •  بررسی طوایف هفت لنگ
  •  مشاهیر بختیاری