مرگ درحوالی خانه بياد حسينی (حسين محمدی)

به یاد حسینی که دنیای معرفت بود او که درراه زندگی فدای زندگی شد خدایش بیامرزد

آن شب که تورفتی ساقه های شکسته کلور پربود از خستگی

گندم های عریان پر از هیجارتو

برزگران خسته از هر دو و خفته درخواب

و توپر بودی از داد وبیداد

داد تو را دیگر نه داس می فهمید ونه برزگران

آستاره مندیر صبح وتو تی به ره پیایل مال

آه دلم گرفت از غربت تنهایی تو

نگاه خاموش ودرزیر خاکت هنوز بر آن شب فریاد می زند

ای دنیای مهربانی ها و ای بلندای خوبی ها

ای که لبخندت بوی زندگی میداد

کاش نه بهاری بود ونه فصل درویی

رفتی و پرکشیدی

پس حالا چه وقت رفتنت بود؟ پیا

حالا که پر ا زشوق و امید بودی چرا؟

حالا که به گووگری تو سخت محتاج بودیم چرا؟

ای پیای زنده نام  پس هیجار ما چه شد

چه کسی به هیاری ما میاید 

این مرگ کجا بود که بی امان بود

نفرین بر توای مرگ

/ 5 نظر / 9 بازدید
حسين

سلام خسته نباشيد سايتتون خوبه فقط رنگ زمينه به متن هاتون نمی خوره . يعنی اون آرامش رو نداره اگر از سايت حضرت ابوالفضل(ع) ديدن فرمائيد و نظر بديد خوشحال می شيم يا علی

فرهاد

حسينی رفتو رفتو رفت... حسين جان خداحافظ

فرهاد

سلام احوالت اول:اینکه:باید ببینی مخاطبای وب شما کیا هستن فقط اولاد علی مردان یا همه بختیاریها یا اینکه همه مردم خوزستان یا شاید همه مردم ایران... این به این درد میخوره که شما تکلیفت با خودت مشخص میشه که اگه تو شعرت مینویسی کلور دیگه نیاز نباشه تو پرانتز فارسیشو توضیح بدی و شما دیگه خیالت راحته که با خاطر جمع تماما از مطالب و منابع فارسی استفاده کنی یا توی مطالبت از گویش بختیاری هم استفاده کنی یا اصلا به کلی فقط از یکی شون بکار ببری این از این... دوم اینکه: باید مطالبت سلسله وار به هم ربط داده بشه نه اینکه اول یه مقدمه بعد شعر بعد مطلبی دیگه و... سوم اینکه: برای نوشتن همه پوستها از یک فونت با یک سایز و رنگ مشخص استفاده بشه اینا رو ردیف کنی یک چهارم راهرو رفتی...ببینم چیکار میکنی یا علی

ميلاد فرهادي

سلام آقای مردانی نژاد حالا دیگه مطمین شدم که با هم فامیلیم یا حداقل آشناییم.چون این خدابیامرز حسینی رو هم من میشناسم.

محتشم محمدی بیرگانی

خیلی عالی بود اگر جزییات بیشتری مثل شجره نامه ایل تهیه کنی ممنون میشم