سوگ سرودها یا گاه گریوه

سوگ سرودها یا گاه گریوه

بطور اخص در ایل بختیاری هر نوع مراسمی اعم از جشنهای شادی ویا غم آیین وروش مراسم مربوط بخودش را دارد در یک چهارچوب تعریف شده برگزار میشود وتخطی ویا خلاف آن روش موجب نکوهش عموم قرارمیگردد مثلا کسی را که دارای مال زیاد بود سرووهای در همین موضوع ویک ملوان و یا شکارچی را سرووهای مربوط به خودش را میخوانند

چنان کسی از دنیا برود درمراسم عزای او به خصوصیات بارز آن سروو یا گاه گریوه خوانده میشود

و در تیره ابوالحسنی ازطایفه منجزی به تبعیت از ایل بزرگ وجلیل خود نیز این مراسمات با حزن واندوه سنگینی برگزار میشود

در این مراسمهای عزا داری به جرات میتوان گفت که حداقل 75درصد از آنان شرکت می کنند

درغم از دست دادن یکنفر که در اسب سواری تبحر داشته زنهاچنین با حزن در مرگ او میخواند

ای سوار وزنه سوار عرو بری    چند تری به ره روی بخود نیری

ای سوار وزنه سوار عرو شیراز     چند تری به ره روی کنی ناز

 

عرو=عرب

ار اخوی سواری کنی به کل ماهی     رو برس به گوویلت بکن صلاحی

ار اخوی سوار ی کنی به کل توری     رو برس به گوویلت بکن شتوری

۱-کل ماهی=اسب ماده ای 2- کل تور ا=اسب سرکش3- شتوری = عجله

سروهای در مرگ یک صیاد وشکارچی

 

صیاده رو رو هی کله چواسه       هردودستت رشته بی به خین پازه

ای صیاد برو برو کلاهت برعکس لکه های خون پازنی را که شکار کردی روی دستهایت مانده است

صیاده رو رو کله پس وپیش               هردودستت رشته بی به خین نرمیش

اراخوی صیادی کنی رو به کلنگچی       بزن ز الوس الوسون خال به تشنی

برگردان : اگر میخواهی صیادی بکنی باید به کوه کلنگچی بروی تا بتوانی از پازنهای سفید سفید که خالی در زیر گلو دارند شکار کنی

ار اخوی صیادی کنی بیو رو به زرده      بزن ز الوس الوسون خال به گرده

برگردان : اگر میخواهی صیادی بکنی باید به زردکوه بروی تا بتوانی از پازنهای سفید سفید که خالی بر گردن دارند شکار کنی

سروهای در مرگ یک مرد که جنگجوی قابلی بوده با حرارت بیشتری خوانده میشود بطوری که هرآدم سخت دلی را به گریه می اندازد

 

خان می دربین نود ای کول به او کول       خواست دعوا کنه با خان باجول

خان و بزرگ فامیل من با دوربین به آنطرف واین طرف نگاه کرد و آماده جنگ با خان باجول شد

خان می دربین نود ای تنگ به او تنگ     خواست دعوا کنه با خان چالنگ

 

ای شیرمی سنگر بوند سنگر بردی         او گگوت جنگ اکنه چی شیر جنگی

ای شیرمی سنگر بوند سنگر به زو رو    ای گگو س جنگ اکنه چی شیر دورو

شیرم سر درورد درگشت به باغس      گویلس زگپ تا کوچیر مردن زداغس

ای خان می که اسبت تازه کاره       تو که ایلت یاغی دورس حصاره

ای خان می که نال اسبت تازه کوفته       توکه ایلت یاغی دورس گرفته

 

/ 4 نظر / 17 بازدید
داود حیدری سورشجانی

درود بر شما که همچون دیگر بختیاریها به اصالت ودودمان اهمیت میدهید. ....................................................... فقط یک نکته مهم که شما میخواستید بدانید، جمعیت زیادی از فامیل حیدری شهر سورشجان از طایفه ی منجزی - تیره ی بولحسنی یا ابو الحسنی هستند ویکی از افتخارات من هم همین است:::::::::::::::::::: بعدا به شما سر میزنم ....فعلا زیاد وقت ندارم

روزها و سوزها

سلام من اصالتا بختياري هستم اما دو.ر از خاك بختياري ...برجويي ...خاك پدري ام . خوشحال شدم كه مطالب وبلاگتان همه از اصالتي افتخار آميز دم مي زد .

حیدری های شهر سورشجان از طایفه بزرگ بهداروند و تیره منجزی تش ابولحسنی(بولسنی) خدروند و اولاد حیدر میباشند. که یکی از بزرگترین فامیل های شهر سورشجان میباشند که اصالتاً بیرگانی هستند و از بیرگان شهریاری به سورشجان آمده اند و با حضرات منجزی درفیل آباد فارسان عموزاده میباشند. نام پدر حیدر، محمد بوده (مومد)که دارای چهار فرزند بود 1- خدر2- حیدر3- حسین قلی 4- بهزاد 1- اولاد خدر که معرف حضورکلیه بختیاری ها میباشد. 2- اولاد حیدر (حیدر دارای چهار فرزند بود1- ملا قلی 2- ملا علی ضامن 3- ملا علیرحم 4- ملا عباس) که حضرات ادراکی اولاد ملا علیرحم میباشند و حضرات افلاکی نیز اولاد ملاعباس میباشند، که در گذشته ای نچندان دور فامیل خود را تغییر داده اند. 3- اولاد حسین قلی که درگاخوفت سراب کوهرنگ سکنا گزیدند ودرحال حاضر نیز درهمان منطقه قراردارند 4- اولاد بهزاد که درمورز بازفت قرار دارند و در بین شیخ رباطها زندگی میکنند و فامیلی آنها بهزادی شیخ رباط است ولی در اصل منجزی بولسنی میباشند.

حیدری های شهر سورشجان از طایفه بزرگ بهداروند و تیره منجزی تش ابولحسنی(بولسنی) خدروند و اولاد حیدر میباشند. که یکی از بزرگترین فامیل های شهر سورشجان میباشند که اصالتاً بیرگانی هستند و از بیرگان شهریاری به سورشجان آمده اند و با حضرات منجزی درفیل آباد فارسان عموزاده میباشند. نام پدر حیدر، محمد بوده (مومد)که دارای چهار فرزند بود 1- خدر2- حیدر3- حسین قلی 4- بهزاد 1- اولاد خدر که معرف حضورکلیه بختیاری ها میباشد. 2- اولاد حیدر (حیدر دارای چهار فرزند بود1- ملا قلی 2- ملا علی ضامن 3- ملا علیرحم 4- ملا عباس) که حضرات ادراکی اولاد ملا علیرحم میباشند و حضرات افلاکی نیز اولاد ملاعباس میباشند، که در گذشته ای نچندان دور فامیل خود را تغییر داده اند. 3- اولاد حسین قلی که درگاخوفت سراب کوهرنگ سکنا گزیدند ودرحال حاضر نیز درهمان منطقه قراردارند 4- اولاد بهزاد که درمورز بازفت قرار دارند و در بین شیخ رباطها زندگی میکنند و فامیلی آنها بهزادی شیخ رباط است ولی در اصل منجزی بولسنی میباشند.